Jump to content
Forum | Bia2.com
Siamak

Persian Jokes

Recommended Posts

حیف نون می ره کارخانه چوب بری استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟

حیف نون می گه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در مدت یک دقیقه با تبر قطع کنم!

آقاهه خیلی تحت تاثیر قرار می گیره، می گه: این همه تجربه رو از کجا آوردی؟

حیف نون می گه: از کویر لوت!

آقاهه می گه: مرد حسابی! کویر لوت درخت گردوش کجا بود؟!

حیف نون می گه: پس فکر کردی واسه چی دیگه اونجا درخت گردو پیدا نمی شه؟!

Share this post


Link to post
Share on other sites

به آقای خوش غیرت می گن: بابا چه نشستی که هر روز که تو می ری سر کار، بیست نفر می ریزن تو خونت پیش زنت.

آقای خوش غیرت می گه: خدا رو شکر اقلاً وقتی میان که من نیستم، چون من اصلاً حوصله بیست نفر آدم رو تو اون خونه کوچولو ندارم!

 

Share this post


Link to post
Share on other sites

یارو می رسه به دوستش می گه: حیف نون چی شده؟ خیلی به نظر ناراحتی؟

حیف نون می گه: آخه این هفته بدترین هفته برام بود، شنبه طلبکاره اومد در خونمون، یکشنبه ماشینم رو دزدیدند، دوشنبه خونه مون آتیش گرفت، سه شنبه سکته ناقص کردم، چهارشنبه بابام فوت کرد، پنج شنبه زنم گم شد و از همه بدتر جمعه... زنم پیدا شد!

 

Labels: Joke

 

 

 

:brows:

Share this post


Link to post
Share on other sites

حیف نون می ره دکتر، می گه آقای دکتر من چشمام ضعیفه. دکتر می گه تا چه حد ضعیفه؟ حیف نون می گه شما اون مگسی رو که روی دیواره می بینین؟ من نمی بینمش!

Share this post


Link to post
Share on other sites

دانش آموزی داشت سر کلاس چیزی می خورد، معلم پرسید چی می خوری؟ گفت: نمی خورم! آلو خشک رو گذاشم توی دهانم تا خیس شه زنگ تفریح بخورم!

Share this post


Link to post
Share on other sites

دو تا آبادانی به هم می رسن. اولی می گه: جات خالی... دیروز رفتم شکار، هفت تا خرگوش، چهار تا آهو و سه تا شیر شکار کردم.

دومی می گه: همش همین؟

اولی می گه: بابا! آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می شه؟

دومی می گه: تازه تفنگ هم داشتی؟

 

Share this post


Link to post
Share on other sites

مردی با افتخار گفت: زن من یك فرشته است مرد دیگری جواب داد: خوش به حالت، زن من هنوز زنده است!

:)))

Share this post


Link to post
Share on other sites

از یه روانپزشک پرسیدم: شما چه طور متوجه می شید که یه فرد روانی به بستری شدن احتیاج داره؟ گفت: ما وان حمام را پر از آب می کنیم، یه قاشق چایخوری، یه فنجان، و یک سطل جلوی روانی می گذاریم و ازش می خواهیم وان را خالی کند.

من گفتم: آدم سالم سطل رو انتخاب می کنه، چون بزرگ تره.

روانپزشک گفت: نه! آدم سالم درپوش چاه وان رو بر می داره... شما دوست داری تختت زیر پنجره باشه؟

 

Share this post


Link to post
Share on other sites

به غضنفر میگن که سخترین کاری که کردی چی بوده میگه : نمکدون پر کردن

میگن: نمکدون مگه کاری داره؟

میگه: سوراخاش خیلی ریز بود اخه

Share this post


Link to post
Share on other sites

تو اتاق عمل بيمارستان مغز يك میوه

فروش رو با يك روضه خوان عوض میکنن . بعد از بهبودي رفتن ديدند ميوه فروشه

ميگه اگه خدا بخواد سيب كيلو 300 تومان و . . . رفتند مسجد ديدند روضه خونه

تند تند دستاشو به هم مي زنه و ميگه بدو بدو كه امام حسينو كشتند . . .

Share this post


Link to post
Share on other sites

يه روز سه تا ديوونه رو مي اندازن تو

يه اتاق دو تاشون مى رقصن، يکيشون هم ميگه: سبز - آبى - قرمز ازش مي پرسن

چرا اين جورى مي گى؟ ميگه من رقص نورم!!!

Share this post


Link to post
Share on other sites

صرف فعل نشستن به گویش لری: مو بنشینم، تونم بنشینی، اونم بنشینه، ما که بنشینم، شمام که بنشینید، دیه جا نی اونا بنشینن

Share this post


Link to post
Share on other sites

ترك ميشينه تو تاكسي، راننده بهش

ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه:

داداش سرت لاي در گير نكنه

Share this post


Link to post
Share on other sites

از قزوینیه می پرسن فرق کون با سینه چیه؟ میگه سینه 4 حرف داره اما کون حرف نداره

  • Like 1

Share this post


Link to post
Share on other sites

یه پسره داش با باباش از دهی رد میشده از باباش میپرسه چرا اون آقا داره پستون گاو رو میماله باباش میگه اون آقا میخواد گاو رو بخره پسره هول میکنه میگه یعنی اکبر آقا هم میخواد مامانو بخره

:)))

  • Like 1

Share this post


Link to post
Share on other sites

اسبه زنگ می زنه سیرک می گه من اسبم کار می خوام. مدیر سیرک میگه چه کاری بلدی؟ میگه الاغ! دارم باهات حرف میزنم

  • Like 1

Share this post


Link to post
Share on other sites

رشتيه داشته زنش را ميكرده به زنش ميگه خانم جان يه جمله بگو هم شادم كنه هم خيلي ناراحت،زنش ميگه : وولاه ماله تو از همه رفيقات بزرگتره!!

  • Like 1

Share this post


Link to post
Share on other sites

لره ميوفته دنباله دختره با سنگ ميزنه تو سرش ميگه حال كردي چطوري مختو زدم

  • Like 1

Share this post


Link to post
Share on other sites

نصیحت حیف نون به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش... بی توجه از بغلش رد شو... این کار از صدتا فحش براش بدتره!

  • Like 1

Share this post


Link to post
Share on other sites

یه اصفهانی یک خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هرکدام یک دانه داد. بچه ها گفتند: بابا جان چرا یک دانه؟ مرد جواب داد: عزیزانم! بقیه اش هم همین مزه را می دهد!

 

  • Like 1

Share this post


Link to post
Share on other sites

حیف نون به دنبال جنازه‌ی یكی از ثروتمندان می‌رفت و با صدای بلند گریه می‌كرد. یكی به او دالداری داد و گفت: "این مرحوم چه نسبتی با شما داشت؟"

حیف نون جواب داد: "هیچ! علت گریه‌ی من هم همین است!"

 

  • Like 1

Share this post


Link to post
Share on other sites

حیف نون به دنبال جنازه‌ی یكی از ثروتمندان می‌رفت و با صدای بلند گریه می‌كرد. یكی به او دالداری داد و گفت: "این مرحوم چه نسبتی با شما داشت؟"

حیف نون جواب داد: "هیچ! علت گریه‌ی من هم همین است!"

 

  • Like 1

Share this post


Link to post
Share on other sites

حیف نون تو دادگاه محاکمه می‌شد. وکیل مدافع هنگام دفاع ازش گفت: «آقای قاضی! مردی که شما محاکمه‌اش می‌کنید پدری مهربان، انسانی شریف، آدمی‌با وقار، مردی درست کار و پاکدامن و شهروندی با انضباط و مطیع قانون است.» حیف نون در این هنگام به وکیلش اعتراض کرد و گفت: «آقای وکیل! تو از من پول گرفته‌ای، حالا داری از یک نفر دیگر دفاع می‌کنی؟»

 

  • Like 1

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!

Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.

Sign In Now

×