Jump to content
Forum | Bia2.com
Siamak

Persian Jokes

Recommended Posts

تست هوش از غضنفر........

 

فرق بلال و خيار چيست؟

بلال در فيلم «محمد رسول الله» بازي كرده ولي خيار در اون فيلم بازي نكرده

 

شباهت بلال و خيار چيست؟

هيچكدامشان در «تايتانيك» بازي نكردند

 

چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟

چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه

 

براي قطع جريان برق چه بايد كرد؟

بايد قبض آن را پرداخت نكرد

 

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي

 

چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟

وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند

 

چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟

چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد

 

چرا دو دوتا مي‌شود پنج تا؟

چون علم پيشرفت كرده

 

اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟

طلاق

 

چه طوري زير دريايی ترکها رو غرق مي‌کنن؟

يه غواص ميره در می‌زنه

 

خط وسط قرص براي چيه؟

براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره

 

اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟

مورچه‌اي است كه شلوار لي پوشيده

 

يك ترك را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟

در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: لطفاً بچرخانيد

 

چرا تركها با دو دستشان دست مي‌دهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند

Share this post


Link to post
Share on other sites

شيرازيه ميره سلموني كارش كه تموم ميشه به آرايشكر ميگه كونت درد نكنه يارو ميگه

چرا كونم درد نكنه شيرازييه ميگه چون خوب ريدي تو موها م

 

رشتیه میره خونه میبینه زنش با یه مرد تو حمومه غیرتی میشه

آبگرمکن رو

خاموش میکنه

 

به رشتیه می گن زنتو تو باغ با یه مرده دیدن .می گه اووووووووه چقدر

قضیه رو گنده می کنید باغ کدومه چندتا درخت بیشتر نبوده

 

به ترکه میگن تهران چه خبر؟ میگه : بیناموسی بیداد میکرد! مردا کرست

زناشونو نصف کرده بودن زده بودن در دهنشون

 

دوتا لره میرن هتل، اولی میره توالت فرنگی دومی میاد کتکش میزنه!!!

میگن چرا میزنیش؟ میگه من دو روزه از این چشمه آب می خورم این اومد رید

توش

 

ترکه از حج بر می گرده همه ازش می پرسن خونه خدا چه طور بود میگه والله

بد که نبود اما هیچ جا خونه آدم نمیشه

 

يكي تو استاديوم بوده داشته فوتبال نگاه مي كرده هي مي گفته عجيبه واقعا

عجيبه.مي گن چي عجيبه؟ مي گه: 100 هزار تماشاچي 22 تا بازيكن 3 تا داور

.مي گن خوب چيش عجيبه؟ مي گه گنجشكه همه رو ول كرده ريده رو سر من

 

قزوینیه میمیره ملت میبینن که زنش نشست رو قبرش هی کونشو میماله به سنگ

قبر مردم میگن بابا زشته این کارها چیه میکنی زنش با گریه میگه آخه همیشه

این خدا بیامرز میگفت این کونی که تو داری مرده رو هم زنده میکن

 

پيرزنه از مكه برگشته بود توي گمرك تو چمدونش ويسكي پيدا ميكنن. بهش

ميگن حاجيه خانم از شما اين كارا بعيده !

ميگه آخه ننه من كه پا ندارم دور خونه خدا بگردم، يه استكان از اينو كه

ميخوردم، خونه خدا خودش دور سرم مي گشت

 

 

 

 

 

 

 

 

Share this post


Link to post
Share on other sites

اصفهانیه یه بطری آب معدنی میخره یه کمی ازش میخوره ، به زنش میگه : زن یوخوده آب بیار بریزیم توش خیلی غلیظس !!

 

به غضنفر میگن : بابات مُرد ، زود بیا خونه ، غضنفر میگه : دروغ میگین یه اتفاقی افتاده نمی خواهید به من بِگِید !!!

 

اصفهانیه نذر میکنه اگه توی امتحان ورود به دانشگاه قبول شد مادر زنش رو پیاده بفرسته کربلا .

 

یه روزغضنفرمیره بالای درخت چنار.بهش میگن داری چه کار می کنی.میگه دارم توت می خورم.میگن اینکه درخت چناره میگه توت تو جیبمه

 

به غضنفرمي گن بچه كجائي ؟ ميگه : بچه تهرون مي گن : كجاي تهرون؟ ميگه: جاده تهران - اردبیل کیلومتر 700

 

غضنفر میره جوراب فروشی و میگه : آقا من جوراب می خوام . فروشنده میگه : مردونه . ترکه هم دستش را دراز میکنه و دست میده و میگه : مردونه

 

اصفهانیه میره مکانیکی، به تعمیرکار می گه: ۱ قطره روغن تو موتور، ۱ لیوان آب تو رادیات، ۱ لیتر بنزین تو باک بریز. تعمیرکاره می گه: لاستیکتم کم بادس! می خوای توش ... ؟

 

غضنفر اسم پسرشو ميزاره حسين، بعد هر دو دقیقه یکبار ازش ميپرسه حسين جان تشنت نيست

 

غضنفر زنشو میبره سونوگرافی بهش میگن پسر داری میگه تو رو خدا بگین اسمش چیه

 

غضنفر میره ماشینشو بیمه بدنه کنه، آخر سر که کارش تموم میشه بیمه ای بهش میگه ایشالا هیچوقت از بیمه تون استفاده نکنین. غضنفر هم برمیگرده میگه : ایشالا شما هم از این پول خیر نبینین !

 

غضنفر زنگ می‌زنه ۱۱۰ میگه: گاز، کلاچ، ترمز، فرمون، ترمزدستی و دنده ماشین منو دزدیدند، پلیسه میگه: ببخشید، شما ترک هستید؟ یارو میگه: آره، چطور مگه؟ پلیسه میگه: هیچی، پاشو برو جلو بشین !

 

 

یه روز غضنفر میره در مغازه خیاطی. پارچه شو میده میگه برام یه شلوار بدوز. فردا نیام بگی وقت نداشتم سوزنم شکسته بود ننه م مرده بود. اصلا نمیخوام پدر سگ پارچه منو بده میخوام برم.

 

غضنفر میره امامزاده میبینه یه دختری میگه خدایا یه شوهر خوب به من بده . غضنفر خودشو میندازه تو بغل دختره میگه خدایا هل نده .

 

یه روز غضنفر میره ساندویچی میگه آقا یه ساندویچ کالباس بده ولی برام خیارشور نذار.از قضا یارو ساندویچی هم همشهريش بوده میگه:ببخشید خیارشور ندارم میخوای گوجه نذارم؟

 

 

غضنفر زنگ ميزنه پيتزا فروش ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه به نام .... ؟ غضنفر ميگه . آخ آخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم

 

غضنفر کولرش خراب میشه، به بچه هاش می گه: مگه نگفتم 4 نفری جلو کولر نشینید

Share this post


Link to post
Share on other sites

به ترگه ميگن تولدت مبارك ، ميگه خيلي ممنون تولد شما هم مبارك

 

ازتركه مي‌پرسن: شما كجاي تهران مي‌شينيد؟ مي‌گه: هرجا كه خسته شيم!...

 

به تركه ميگن از قفل فرمونت راضي هستي ميگه آره فقط سر پيچ اذيت مي كنه

 

ازتركه مي پرسن اسم سعدي چيه ميگه: ... ميدون

 

يه روز تركه ميره باشگاه بدن سازي ، مربي باشگاه بهش ميگه هفته اول كه بياي بدنت درد ميگيره ، تركه فكر ميكنه ميگه پس ميرم از هفته دوم ميام

 

به تركه ميگن : اين خيابون كجا ميره؟تركه ميگه : والا من چهل سال تو اين خيابون زندگي ميكنم , نديدم اين خيابون جايي بره

 

به تركه ميگن يه پستاندار بي دندان نام ببر ميگه مادربزرگم

 

از تركه ميپرسن چه جوري بستني كيم ميخوري؟ مي گه مي ذارمش لاي نون، سيخشو مي كشم بيرون

 

به تركه ميگن يه موجود نام ببر ميگه : آب جوش ميگن آب جوش كه موجود نيست ميگه والا من از تبريز كه ميومدم تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است

 

به تركه ميگن يه پيامبرنام ببر ميگه : سوج ميگن سوج كه پيامبر نيست ميگه والا من از تبريز كه ميومدم تو جاده پشت يه اتوبوس نوشته بود. ياسوج - تبريز

 

تفكر عميق يه ترك!: اگراديسون نبود بايد درتاريكي تلويزيون نگاه ميكرديم!

 

از تركه مي پرسيدن نظرت راجع به گل چيه؟

ميگه: گل خيلي زيباست, خيلي خوش عطره, اصلآ حديث داريم:

گل هوالله احد

 

 

تركه بچش ميره بالاي ديوار ميگه بچه بيا پائين ميفتي مريض ميشي....

Share this post


Link to post
Share on other sites

تركه همش دعا می کرده بچه دار شه یه شب ، جبرئیل میاد تو خوابش میگه عوض این همه دعا برو زن بگیر

 

تركه مشكي پوشيده بود بهش ميگن چي شده ميگه بابام مرده ميگن چرا پاره پوره پوشيدي؟ميگه خدا بيامرز نمي گذاشت چالش كنيم

 

سر کلاس پزشکی استاد به دانشجوها میگه : کدوم عضو انسانه که تا 9 برابر بزرگتر میشه؟ دختره میگه استاد من میدونم ولی روم نمیشه بگم..... پسره میگه : من میدونم استاد مردمک چشمه!! استاد به پسره میگه : آفرین . به دختره هم میگه : شما هم توقع بی جا نداشته باشید

 

دو دیوانه داشتند با هم صحبت می کردند . اولی گفت : می دونی برای شب جشنی که میخوان واسمون بگیرند ، من یک برنامه آکروبات خیلی جالب تهیه کردم ، از بالای یک نردبان شیرجه میرم تو یک بطری! دیوونه دومی میگه : مگه دیوونه شدی؟ آدم با این بزرگی چه جوری میتونه تو بطری بره؟ دیوونه اولی میگه : همین جوری که نمیرم ، یه قیف میزارم سر بطری

 

غضنفر برای بار اول نماز خواند گاوش مرد ، روز دوم نماز خواند الاغش مرد ، روز سوم زنش گفت پیاز نداریم گفت خدا شاهده بلند میشم دو رکعت هم خرج تو میکنم

 

لرا سفينه ميسازند برن خورشيد. بهشون ميگن چقدر خرين ذوب ميشين. ميگن فکر اونجاشم کرديم، اگه طبق برنامه بريم شب ميرسيمیكی تو استادیوم بوده داشته فوتبال نگاه می كرده هی می گفته عجیبه واقعاً عجیبه. می گن چی عجیبه؟ می گه: 100 هزار تماشاچی 22 تا بازیكن 3 تا داور. می گن خوب چیش عجیبه؟ می گه گنجشكه همه رو ول كرده ریده رو سر من

 

تركه:آقا این همسایه مون ساعت 2 نصفه شب هی با مشت میكوبید به دیوار خونمون مرتیکه

! دوستش:عجب آدم های مردم آزاری پیدا میشن.حتماً نذاشتن بخوابی دیگه؟ تركه:نه

خوشبختانه خواب نبودم ,داشتم شیپور تمرین می كردم

Edited by Siamak

Share this post


Link to post
Share on other sites

فرهنگ لغات رشتي (طنز)

 

آئينه .......... من درش پيدا

آفتابه .......... منشور

آلمان .......... نازي آباد

پاك كن .......... مالش بر دانش

تخت خواب .......... (١) رينگ شب (٢) شوروي (٣) مازندران

تركي كه مست كرده .......... مسخره

توالت عمومي .......... انگور

توالت فرنگي .......... انجام

سيفونِ توالت فرنگي .......... سرانجام

ته ديگ .......... سوخته خا

چاقو .......... تو دل برو

چراغ خواب .......... شاهد ماجرا

چنگال .......... (١) يكي بود، يكي نبود (٢) قاشق تابستاني

حمام .......... (١) پاكستان (٢) زنده شورخونه

خرما .......... نره خرِ كشمش

دمپائي .......... نفر بر

دوش .......... آب چرخ كن

ريش .......... در هر صورت

صورت كوسه .......... در غير اين صورت (با اشاره به صورت خود)

زن .......... بيمار ("بي"به معناي بدون)

سگ .......... پارس خودرو

سوسيس .......... عين الدوله

شيشه .......... اونورش پيدا

كشتي .......... (١) تشخيص (٢) کفتر

كفش .......... نفر بر زرهي

گوجه فرنگي .......... چراغ خطرِ ديزي

لامپ .......... چيز اديسون

مرد .......... تكميل ( تك به معناي تنها)

مگس .......... پرويز

خرمگس .......... پرويز تركه

زنبور عسل .......... پرويز قناد

مگس روي وان حمام .......... سروان پرويز

هاونگ .......... لهستان

يكعدد شلوار لي .......... ليوان

دو عدد شلوار لي .......... لي لي

سه عدد شلوار لي .......... تريلي

چهار عدد شلوار لي .......... چارلي

پنج عدد شلوار لي .......... خيلي

شش عدد شلوار لي .......... چارلي روي ليلي هفت عدد شلوار لي .......... چارلي توي تريلي

 

Share this post


Link to post
Share on other sites

یک ملا و یک درويش

 

یک ملا و یک درويش كه مراحلي از سير و سلوك را گذرانده بودند و از ديري به دير ديگر سفر مي كردند، سر راه خود دختري را ديدند در كنار رودخانه ايستاده بود و ترديد داشت از آن بگذرد.. وقتي آن دو نزديك رودخانه رسيدند دخترك از آن ها تقاضاي كمك كرد. درويش بلا درنگ دخترك رابرداشت و ازرودخانه گذراند.

 

دخترك رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتي طولاني را پيمودند تا به مقصد رسيدند. در همين هنگام ملا كه ساعت ها سکوت كرده بود خطاب به همراه خود گفت:«دوست عزيز! ما نبايد به جنس لطيف نزديك شويم. تماس با جنس لطيف برخلاف عقايد و مقررات مكتب ماست. در صورتي كه تو دخترك را بغل كردي و از رودخانه عبور دادي.» درويش با خونسردي و با حالتي بي تفاوت جواب داد: « من دخترك را همان جا رها كردم ولي تو هنوز به آن چسبيده اي و رهايش نمي كني.»

Share this post


Link to post
Share on other sites

غذای مورد علاقه افراد مشهور!

 

محمود احمدی نژاد: هر چیزی که با دست بشه خورد و لکه ‌اش رو کت و شلوار بمونه.

 

فاطمه رجبی: دلمه فلفل تند طبخ شده تو روغن موتور همراه سیر و ترشی فراوان.

 

خامنه ای: شیرین پلو با شکر اضافی.

 

موسوی: سبزی پلو با چیز.

 

بسیجی‌ دهان گشاد: گردن زرافه، ران بوفالو، تخم شتر مرغ.

 

رفسنجانی: روزهای فرد غذای شور شور، روز‌های زوج غذای بی‌ نمک+ سیب زمینی‌ بی‌ بخار.

 

خاتمی: پنیر فرانسوی، گردوی کالیفورنیایی، پیتزای ناپولی، کباب ترکی‌، برنج پاکستانی، اردک چینی‌، بوقلمون مصری.

 

جنتی: ایشان قبل از اصابت شهاب سنگ به زمین گوشتخوار بودند ولی‌ از ۶ ملیون سال پیش به گیاهخواری رو آوردند.

 

نیک‌ آهنگ کوثر: جدیداً فقط غذای بی‌ نمک میل میکنند.

 

اکبر گنجی: ایشان همچنان در اعتصاب غذا به سر میبرند.

 

تیمسار فیروز آبادی:

 

استامبولی‌پلو

 

آش

اشکنه

آلبالوپلو

باقالی‌پلو

باقلوا

بریانی

بستنی

پشمک

پیچک

تاس‌کباب

ترشی

ته‌چین

جغور بغور

جوجه‌کباب

چلوکباب

چلوکباب

حلوا

حلیم بادمجان

حلیم

خاگینه

خوراک مغز

خورش

دلمه

دمپختک

دیزی

رشته‌پلو

رنگینک

زیره‌جوش

سبزی‌پلو

سمبوسه

سمنو

سوهان

شامی

شربت

شله‌زرد

شیربرنج

شیرین‌پلو

عدس‌پلو

عدسی

فرنی

قرمه سبزی

قلبه‌ماهی

کاچی

کباب

کلم‌پلو

کله پاچه

کله‌جوش

کلوچه

کوفته

لوبیاپلو

لونگی

ماش‌پلو

مرصع‌پلو

میرزاقاسمی

نان شیرمال

نخودپلو

نرگسی

هویج‌پلو

Share this post


Link to post
Share on other sites

شروط پیوستن به تنها حزب موجود در ایران : حزب ولایت

 

-داشتن ظاهری پشمالو و توانایی عربده کشی بالا 2- داشتن صدایی به وسعت گوش خراشی ماتحتی به فراخنای زمان 3 - داشتن سابقه ای روشن در شبهای پایگاه بسیج یا برای روحانیون نظام داشتن و سابقه ای پربار در عملیات بشکه 4 - آموزش زندگی در شرایط سخت ؛ 10 روز با یک ساندیس 5 -مهارت در دستمال دستی 6 -مهارت کافی در خواندن شعر عمو زنجیر باف با ریتم آ هنگران 7 - داشتن حداقل ۱۰۰۰ نوع فحش مختلف در حافظه به بالا. اینها تنها شرایط اولیه برای پیوستن به حزب ولایت میباشد

 

Share this post


Link to post
Share on other sites

صبح زود مادری برای بیدار کردن پسرش رفت. مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است. پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه. مادر: دو دلیل به من بگو که چرا نمی خوای بری مدرسه. پسر: 1- همه بچه ها از من بدشون می یاد. 2- همه معلم ها از من بدشون می یاد. مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه. پسر: مامان دو دلیل برام بیار که چرا من باید برم مدرسه؟ مادر: 1- تو الآن پنجاه و دو سالته. 2- تو مدیر مدرسه هستی!

Share this post


Link to post
Share on other sites

خبرنگار: برای محرم امسال چه برنامه ای دارید ؟

حیف نون: ما امسال 10 تا کتل اضافه می کنیم، 15 تا پرچم، 150 تا زنجیر، 12 تا قمه، با 40 نفر زنجیرزن جدید. در مجموع انشاالله امسال دیگه پدر یزید در میاد!

  • Like 1

Share this post


Link to post
Share on other sites

خبرنگار: برای محرم امسال چه برنامه ای دارید ؟

حیف نون: ما امسال 10 تا کتل اضافه می کنیم، 15 تا پرچم، 150 تا زنجیر، 12 تا قمه، با 40 نفر زنجیرزن جدید. در مجموع انشاالله امسال دیگه پدر یزید در میاد!

  • Like 1

Share this post


Link to post
Share on other sites

حیف نون رفته بوده چتربازی. موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش می گه: وقتی پریدی بیرون دکمه سبز می زنی چترت باز می شه، یک درصد اگر باز نشد، دگمه قرمز رو می زنی که حتما چترت باز می شه. بعد وقتی رسیدی پایین یک جیپ هم پایین منتظرته که می بردت پادگان. حالا بپر. حیف نون می پره، دگمه سبز رو میزنه چتر باز نمی شه، دگمه قرمز رو می زنه چتر باز نمی شه، می گه: "اگه شانس ماست، حالا وقتی برسیم پایین جیپه هم رفته!"

Share this post


Link to post
Share on other sites

حیف نون یه پول سیاهی می اندازه تو تلفن، می گه: الو آفریقا؟-

-حیف نون 25 تومنی می اندازه توی صندوق صدقات، سوارش می شه!

حیف نون بچه اش می ره بالای دیوار می گه بچه بیا پائین می افتی مریض می شی!

به حیف نون می گن با ماهیچه جمله بساز. می گه: خر در برابره ما هیچه!

Share this post


Link to post
Share on other sites

به حیف نون می گن: بابات مرد.

حیف نون می گه: دروغ می گین! یه اتفاقی افتاده، شما می خواین به من نگین!

Share this post


Link to post
Share on other sites

حیف نون داشت واسه دوستش تعریف می کرد: وقتی من جوون بودم، دوست نداشتم برم جشن های عروسی، چون تمام عمه ها و خاله های پیرم می آمدند پیش من و بهم سیخونک می زدند و می خندیدند و می گفتند «تو نفر بعدی هستی!»، البته بعداً همه شون از این کار دست کشیدن و این درست از وقتی بود که منم همین کار رو عیناً با اونا می کردم، البته در مجالس ختم!

Share this post


Link to post
Share on other sites

زن جوانی که اولین بچه اش را به دنیا آورده بود، به شوهرش می گه خوبه پوشک عوض کردن بچه رو امتحان کنه!

مرد می گه: من الآن کار دارم، بعدی رو من انجام می دم.

دفعه بعد که بچه خیس می کنه، زنه به شوهرش می گه: الآن می خوای پوشک عوض کردن بچه رو یاد بگیری؟

مرده یه خورده نگاه می کنه بعد به زنش می گه: منظورم پوشک بعدی نبود، منظور بچه بعدی بود!!!

Share this post


Link to post
Share on other sites

کلفتی که تازه به استخدام آقا و خانم مسنی درآمده بود، می گفت: من آدم خیلی سخت کاری هستم، توی دهمون که بودم هر روز از هشت تا اسب و الاغی که داشتیم نگهداری می کردم، هیچ هم خسته نمی شدم، تازه شما که فقط دو نفرین!

Edited by hajim

Share this post


Link to post
Share on other sites

حیف نون می ره اداره پلیس، می گه: اومدم بهتون بگم طوطی ام گم شده.

ماموره با تعجب می گه: ولی فکر نکنم ما بتوانیم طوطی شما را پیدا کنیم.

حیف نون می گه: نه اصلاً دنبالش هم نباشین. من فقط اومدم بهتون بگم که اگر تصادفاً اونو پیدا کردین، بدونین که من با عقاید سیاسیش موافق نیستم!!! به هر کسی که فحش بده، نظر شخصی خودشه!

  • Like 1

Share this post


Link to post
Share on other sites

در مجلس سالگرد ازدواج، شوهر رو کرد به میهمانان و با افتخار گفت: من به جرأت می توانم بگویم که من و همسرم 24 سال با خوشبختی کامل زندگی کردیم.

یکی از میهمانان گفت ولی شما که 4 سال است که با هم ازدواج کرده اید!

مرد گفت: خوب منظور من اون سالهایی است که هر دو مجرد بودیم.

 

  • Like 1

Share this post


Link to post
Share on other sites

یه روز حیف نون میره مغازه لوازم خونگی چشمش می افته به فلاسک. می پرسه آقا اون چیه؟ مغازه دار می گه اون فلاسکه، هر چیز سردی رو بداری توش سرد نگه می داره، هر چیز گرمی رو هم بذاری توش گرم نگه می داره. حیف نون خوشحال می شه و یکی می خره. فردا که می ره اداره، فلاسک رو با خودش می بره. رئیسش می پرسه ببینم، چی تو اون فلاسکت داری؟ حیف نون می گه آقای رییس! 2 تا آلاسکا دارم با 3 تا فنجون قهوه!

 

Share this post


Link to post
Share on other sites

راننده اتوبوس نزدیک قزوین میرسه میگه :

 

 

همه یه کپی از کوناشون بگیرن میگن چرا؟

 

 

میگه اونجا اصلشو پاره میکنن

Share this post


Link to post
Share on other sites

بچه تهرون با دوست دخترش مشغول کار خیر بوده

 

دختره خیلی حال میکنه

 

میگه: عزیزم... بعد ازدواج هم اینجوری بهم حال میدی؟

 

پسره میگه: آره عزیزم... البته اگه شوهرت بیخودی گیر نده!

Share this post


Link to post
Share on other sites

لره میخواسته ترتیب گاوشو بده،

 

گاوه میگه: ما، ما لره میگه: خفه‌ شو، اول ما، بعد تو

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!

Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.

Sign In Now

×